تبليغاتX
۩ Iranian2net ۩

۩ Iranian2net ۩

ೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋ

نصرت رحمانی.بیوه ی سیاه

پس بیوه ی سیاه
سرگرم بافتن تار دام شد
 
گیلاس کریستال
 
لبریز ازپاییز
 
در زیر بال پیانوست
 
کلاویه ها در حرکتند
پلونز شوپن در طنین است
 
اما ... نوازنده ای در میان نیست
از وداع که باز می گردی ؟
دکمه های سردستی ات خونین است
 
شصت و سه سال
 
عرق از روح خود کشید
 
تا توانست ماشه را بچکاند
 
و با اسلحه وداع کند
 
دخترک کولی گفت
نمی دانم کجا ،کلید عفتم را گم کرده ام
 
چنبر کمربند کنار دست مادربزرگ غرید
 
پیدایش خواهی کرد
 
در خلنگ زار
آنجا که افعی پوست می اندازد
 
وگرنه ... جادوگر پیر دندان گرد قبیله
 
کلیدی برایت خواهد ساخت
 
او را خواهم کشت
 
کشتن برای دختران شگون ندارد
 
آه مادر تو چه قاتل محبوبی هستی
در خود نویسم
 
ادوکلن نریخته ام
 
تا شعرهای خوشایند بسرایم
 
فتنه بیدار است
 
و مکبث خواب را می کشد
 
از این پس
 
میخک سرخ
 
بر یقه ی ساتن
 
بانوی امیر گلادیس زیبنده است
 
و میخ سرخ بر گلوگاه امیر
بر بود و نبود بحثی نیست
 
بر چگونگی بودن
 
و شدن ، تردید است
 
این کیست
بر گرد خاطره ی من
بر پشت هفت پرده ی باران
 
اینگونه در خرام ؟
 
این کیست
 
در میان حنجره ام گام می زند
 
و از آرزو خاطره می سازد ؟
 
آه ... فراموش کرده اید
 
برای دیدارش
مردمک دیده را از کف داده اید
 
نه خاموش کرده ام
 
لهیب جنون را
در چهره ام ببین دو کاسه ی خون را
در پشت هفت پرده ی باران
 
بگذار تا سراید در این مقام
 
آن ترکه انار خرامان
 
در دانتل سیاه
 
کجاست عصایم ؟
ساعتم را
 
با ضربه های گام تو میزان نموده ام
 
در باغ زردپوش
 
تندیس اسب های برنزی
دراستخری لبالب از برگ سوخته
 
در تک و تازند
زمستان در راه است
سرفصل مرگ
 
میعاد زیر گل یخ
با یک بطر ، کوکتل آهک و سیانور
این گونه زندگی را نجات باید داد
 
این ضرب گام اوست
 
بر لب تیغ برنده ی ساطور
 
آهنگ گام اوست
 
بر قاب ساعتم
 
تیک ، تک
تیک ، تک
 
تیک
طنین زخمه های تبر
مرا به باغ خزان زده می کشاند
 
سکون است و سکوت
 
به اتاق باز می گردم
 
دیگر بار ... ، پژواک سنج تبر
این کیست
 
مرا ... تکه تکه می کند
 
تا شومینه اش در زمستان
خاموش نماند
چه راز غریبی
 
میان من و اینه است
 
تا در آن می نگرم
 
مردی سپید موی
 
از من روی بر می تابد
 
و هنگام خروج از قاب اینه
 
می گوید
 
نتوانستی ؟
 
مخ .... نتوانس...ـ
آری نتوانستم
 
اگر مرگ نبود
 
زندگی ، انی چنین داس کهنه
 
چه داشت ؟
آه ... چه کرشمه ای؟
از رفتن باز می داردم
 
دگر بار اگر بکارندم
 
دگربار درو ام خواهند کرد
و بیوه سیاه
 
سرگرم بافتن تار دام شد
 
من گرم کار شعر
در ورطه ی جنون
 
و لغزش بنفش تیغ
 
بر گره ورید
 
سرشار از تپش خون
 
هر برگ
 
مرگ ! برگ
مرگ
تیک ... تک
برگ .... مرگ

+ نوشته شده در  2011/7/29ساعت   توسط عرفان  | 

داستان کوتاه/داستانک

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم کم‌تری دارد و نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را می‌نویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است. به همین دلیل ایجاز در داستان کوتاه مهم است و نویسنده نباید به موارد حاشیه‌ای بپردازد.

داستان فلَش، داستانک یا داستان کوتاه کوتاه (به انگلیسی: Flash Fiction) قالبی در داستان نویسی است که در چند خط یا حداکثر یک صفحه نوشته می‌شود و در پی یک کشف ضربه زننده‌است. این کشف می‌تواند غافلگیر کردن خواننده و ایجاد شوک، شوخی و یا نمایش لحظه‌ای زیبا باشد.

در فارسی می‌توان آن را «داستان ناگهان»، «داستان لحظه»، و «داستان آنی» ترجمه کرد.

برای تبدیل داستان کوتاه به داستانک لازم است که  نویسنده بخش اصلی داستان کوتاه را در نظر بگیرد و آن را خلاصه کند. داستانک از طرح اولیه‌ای که برای نوشتن یک رمان و یا داستان کوتاه در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد هم کوتاه تر و خلاصه تر است. ایجاز مهم‌ترین صنعت ادبی در نوشتن داستانک است و نویسنده‌ای که می‌خواهد داستانک بنویسد حتماً باید از نحوه ایجاز اطلاع داشته باشد تا با چیدن درست و مناسب کلمات داستانک را شکل دهد.


زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:

«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»

درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد:

« من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»


دختری که صبح تو اتوبوس روبروی من چشماشو بسته بود تا قبل از رفتن سر کارش چرتی‌ هم زده باشه بی‌ شک می‌‌تونست نقش زیبای خفته رو بازی کنه اگه قرار بود یه نسخه از زیبای خفته با مسافرای اتوبوس بسازن.

و اینک تو مرده‌ایی...
تو هر بار قسمتی از وجودم را می‌بلعیدی، باقی را دود می‌کردی و لذتش را فوت می‌كردی توی هوا. تو داشتی مرا ذره ذره به نابودی می‌کشاندی.
سپس پک آخر را زدی و من ناگزیر لذت نهایی را به تو چشاندم.
اعتراف می‌کنم که به سرفه‌ات انداختم. اما هیچ گاه نمی‌پذیرم كه مغزت را من از کار انداخته‌ام ... هرگز!
پس بپذیر که در فنا کردن؛ عمیق‌ترین پک را تو به من زدی.
واینک منصفانه است من ذره‌ای بیش از تو بمانم روی این سنگ فرش سرد خیابان

چاپخانه همه تقويم‌ها را مثل هم چاپ کرد ولي تقويم روزهاي هرکس با بقيه فرق داشت...


گفت ديگه هرگز بر نمي‌گردم... راه خودش و گرفت و رفت... تا مي‌تونست دور شد... غافل از اين‌که کره زمين گرد بود...

+ نوشته شده در  2011/6/14ساعت   توسط عرفان  | 

اسامی ایرانیان موفق جهان با ذکر سمت

پروفسور پرویز معین، استاد مهندسی مکانیک سیالات دانشگاه استنفورد، یکی از برجسته ترین دانشمندان و اساتید دانشگاه دنیا

* پروفسور مهدی صباغیان استاد سرشناس مهندسی مکانیک ارتعاشات دانشگاه ویرجینیا

* پروفسور علی جوان(کاشف لیزر هلیمی)

* پروفسور لطفی*زاده (استاد دانشگاه آمریکا و پدر منطق فازی)

* وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)

* فیروز نادری (مدیر پروژه مریخ*نورد ناسا)

* محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژه*های ناسا)

* آزیتا ولی*نیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)

* آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)

* پروفسور عبدالحسن آستانه اصل (استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمریکا و محقق چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه 11سپتامبر)

* کامران وفا استاد فیزیک دانشگاه هاروارد

* ایمان افتخاری استاد ریاضی دانشگاه هاروارد

* مریم میرزاخانی استاد ریاضی دانشگاه پرینستون و یکی از ده مغز برگزیده ی آمریکا

*علمی:پروفسور صالحی (کاشف فیبر نوری)

سیاست و ریاست!:

محمد علی نجفی(وزیر اسبق اقتصاد

* ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)

* حسین اسلامبلچی(رئیس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)

* بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آی*بی*ام)

* انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تل*کام و حامی مالی جایزه انصاری)

* کریستین امان*پور (رئیس بخش خبری سی*ان*ان در آمریکا)

* فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)

* کتیا فلک*شاهی (مدیر شرکت NEA)

* محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)

*پی یر امیدیار: موسس ebay وی یکی از ثروتمندترین اشخاص جهان محسوب می شود

*فیروز نادری: یکی از رئیس های ارشد سازمان ناسا

*موشه کاتساو: رئیس جمهور سابق اسرائیل

*فرح کریمی: نماینده پارلمان هلند

*امید نوری پور: نماینده پارلمان آلمان

*مریم یزدان فر: نماینده پارلمان سوئد

*گلی عامری: عضو سابق هیئت ارشد نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد

*جمشید (جیمی) دلشاد: شهردار ایرانی تبار شهر بورلی هیلز آمریکا

*جک دلال: مالک سینماهای زنجیره*ای «اودئون» در انگلستان

*سر داود آلیانس , صاحب کارخانجات نساجی منچستر و سهامدار اصلی و رئیس هیأت مدیره شرکت «ان براون»

*حسن خسروشاهی: مالک و مدیر کمپانی زنجیره*ای Future Shop

*علی هراری: مدیر ارشد کمپانی آمریکائی «(Sandisk Corp)»

*پیروز پرورنده: مدیر ارشد گروه صنعتی «(Maxim Integrated)»

*حمیدرضا مقدم: مدیر ارشد گروه ساختمانی «(Amb Property Co)» در آمریکا

*برادران قرمزیان: مالکان بزرگ *ترین مرکز خرید جهان، در شهر ادمونتون، کانادا

*امید کردستانی: مدیر بازرگانی (سهامدار و از موسسین) گوگل google

*مهراب صدوقیان زاده: یکی از نتورکرهای ایرانی (V-Partner QI Cmpany)

*بهمین ثیابی: مدیرعامل شرکت HiGrade انگلستان واستاد دانشگاه وست مینستر انگلستان

*امیر مجید مهر: معاون بخش رسانه*های دیجیتال شرکت Microsoft

*جواد خاکی: معاون بخش فناوری*های شبکه*ای شرکت Microsoft

*مینو اخترزند: مدیرکل اداره راه *آهن سوئد و از بانفوذترین مهاجرتباران در اقتصاد سوئد

فرهنگی،هنری، ورزشی:

*علی دایی(آقای گل دنیا)

* فرزاد ناظم (یکی از سهامداران شرکت یاهو)

* امید کردستانی (یکی از طراحان گوگل)

* پیر امیدیار (طراح ای*بِی e-bay)

* آسیه نامدار (گوینده اخبار در سی*ان*ان)

* رودی بختیار (از مجریان خبری در سی*ان*ان)

* شهره آغداشلو (بازیگر)

* دکتر عباس علیزاده (باستان شناس)

* علی مواساط یا دی*جی علی*گیتور (آهنگساز و خواننده)

* بیژن پاکزاد (بزگترین سازنده عطر و طراح لباس جهان)

*داود خلیلی: مجموعه*دار معروف هنری و اشیاء باستانی، سومین ثروتمند بریتانیا*هوشنگ سیحون: معمار, نقاش و طراح بناهای بزرگ تاریخی

*امیر بهادری: طراح بین المللی لباس مردانه و موسس بنیاد خیریه کوروش بزرگ

*حمید عمرانی: معمار و طراح مشهور بین المللی

*فریبرز صهبا: معمار و طراح مشهور بین المللی

* آندره آغاسی (قهرمان تنیس)

+ نوشته شده در  2010/8/24ساعت   توسط عرفان  | 

نگاهی بر زندگی نامه و آثار کوئِنتین جِروم تارانتینو Quentin Jerome Tarantino

آپلود سنتر عكس ایرانیان


کوئِنتین جِروم تارانتینو ( Quentin Jerome Tarantino)،

(زاده ۲۷ مارس ۱۹۶۳ در ناکسویل، تنسی) آمریکا

وی در ابتدای دههٔ ۹۰ با ساخت فیلم هایی با ساختار غیرخطی و پست مدرن و به تصویر کشیدن خشونت تصنعی، به شهرت رسید.

در آغاز جوانی ترک تحصیل کرد و  در یک مغازه اجاره فیلم های ویدئویی استخدام شد و به این ترتیب برای اینکه از کارش بیشتر سر در بیاورد ، سینمای جهان را در همان مغازه مرور کرد.

تارانتینو نخستین تجربه کارگردانی اش را هم در سال 1992 و با فیلم سگ های انباری تجربه کرد. سگ های انباری فیلم سیاه کم هزینه ای بود در ژانر پلیسی.

فیلم سگ های انباری(سگدونی) در بخش فرعی جشنواره کن سال 1992 به نمایش در امد. نمایش این فیلم موجب شد پاره ای از منتقدین ، او را پدیده تازه سینما لقب دهند.

    * به عنوان کارگردان:

          o تولد بهترین دوستم (۱۹۸۷) (هیچ وقت تکمیل نشد)
          o سگ‌های انباری ۱۹۹۲
          o داستان عامه‌پسند (۱۹۹۴)
          o چهار اتاق (۱۹۹۵) (بخش مردی از هالیوود)
          o اورژانس (۱۹۹۵) (برنامه تلویزیونی)
          o جکی براون (۱۹۹۷)
          o بیل را بکش (۲۰۰۳)
          o زندگی جیمی کیمل (۲۰۰۴)۰(برنامه تلویزیونی)
          o بیل را بکش ۲ (۲۰۰۴)
          o شهر گناه (۲۰۰۵) (کارگردان مهمان)
          o ضد مرگ (۲۰۰۷)
          o حرامزاده‌های لعنتی (۲۰۰۹)

    * به عنوان نویسنده:
          o سگ‌های انباری
          o داستان عامه‌پسند (۱۹۹۴)
          o از گرگ و میش تا سحر (۱۹۹۷)
          o بیل را بکش (۲۰۰۳), (۲۰۰۴)
          o رومانس واقعی
          o قاتلین بالفطره
          o حرامزاده‌های لعنتی (۲۰۰۹)

    * به عنوان تهیه کننده :

          o هاستل (۲۰۰۶)
          o قهرمان (۲۰۰۶)
          o کشتن زو
          o از گرگ و میش تا سحر (۱۹۹۷)

    * به عنوان بازیگر :
          o سگ‌های انباری
          o داستان عامه‌پسند (۱۹۹۴)
          o شکست ناپذیر (۲۰۰۷)
          o از گرگ و میش تا سحر (۱۹۹۶)
          o دختر شماره شش
          o دسپرادو
          o ضد مرگ (۲۰۰۷)

گزیده جوایز و افتخارات

• برنده جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اورجینال و همچنین نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی، هر دو برای فیلم قصه های عامه پسند در سال 1995.
• برنده جایزه گلدن گلوب در رشته بهترین فیلم نامه و نامزد دریافت این جایزه به عنوان بهترین فیلم ، هر دو برای قصه های عامه پسند در سال 1995.
• برنده نخل طلای جشنواره کن در سال 1994 برای فیلم قصه های عامه پسند.
• برنده جایزه بافتا در رشته فیلم نامه و نامزدی بهترین فیلم هر دو برای قصه های عامه پسند در سال 1995.
• نامزد دریافت خرس طلایی جشنواره برلین در سال 1998 برای فیلم جکی براون.

• نامزد اسکار بهترین کارگردان بهترین نویسنده و فیلم نامه در سال 2010 برای فیلم ِ حرامزاده های لعنتی

که نقش اول این فیلم رو براد پیت اجرا کرد

خلاصه چون تارانینو نویسنده .کارگردان ِفیلم کوتاه و بلند .بازیگر .طراح صحنه .کارگردان افتخاری .کارگردان تله ویزیونی . تهیه کننده و یه جورایی همه فن حریف در صنعت سینما هست ، یک طومار بلند بالا از آثار و جوایز به ثمر رسونده که بخشیش رو در بالا خوندید

در نهایت این رو بگم که از سال 1992 در جشنواره ی تورنتو برای فیلم Reservoir Dogs که برنده ی ِ جایزه ی ِ منتقدان بین المللی شد تا کنون حدود 150 جایزه ی ِ مهم سینما رو در کارنامه ی خودش قرار داده...

+ نوشته شده در  2010/8/16ساعت   توسط عرفان  | 

زندگی نامه سید علی صالحی / موج ناب / جنبش شعر گفتار

2qr1pzc5esx13i03dbl2.jpeg

سید علی صالحی در۱ فروردین۱۳۳۴

در روستای مَرغاب از توابع ایذه بختیاری در استان خوزستان در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد. پدر او کشاورز، شاعر و

شاهنامه خوان بود. و در سال ۱۳۴۰ به دلیل شیوع حصبه در مرغاب همراه با خانواده به مسجد سلیمان اقامت کرده و در

سال ۱۳۴۷ در همان شهر وارد دبیرستان شد. در سال ۱۳۵۳ به دلایل تنبیه و تهدید از سوی مدرسه و مقامات ترک تحصیل

می‌کند و یک سال بعد باز به مدرسه برگشته و دیپلم ریاضی را می‌گیرد . اولین شعرهای او در سال ۱۳۵۰ به اهتمام

ابوالقاسم حالت در مجله محلی شرکت نفت چاپ شد.

سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه چند نفر از شاعران هم‌نسل خود جریان «موج ناب» را در شعر سپید پی‌ریزی می‌کند.

 نصرت رحمانی در تهران از این جریان پیشرو حمایت می‌کرد . در سال ۱۳۵۶ به عنوان برندهٔ جایزهٔ فروغ فرخزاد در شعر

اعلام می‌شود. در سال ۱۳۵۷ صالحی از گروه «موج ناب» فاصله می‌گیرد.

او در این باره گفته‌است: «حس می‌کردم همه ما شاعران موج ناب داریم شبیه هم می‌شویم...»

در سال ۱۳۶۳ با نقض تقطیع سنتی و سطربندی کلاسیک در شعر سپید

پیشنهاد «تقطیع هموار و مدرن» را مطرح کرد

سرانجام موفق می‌شود این روش تقطیع را همه گیر کند که تا امروز مورد قبول است.

یک سال بعد «جنبش شعر گفتار» را با ساده کردن زبان شعر معرفی می‌کند که

با آغاز دهه هفتاد به  جریانی مقبول در شعر فارسی تبدیل شد. وی در این باره گفته‌است:

«ریشه شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نیما و شاملو هم چند شعر نزدیک به این 

حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقیقا یک شاعر کامل در"شعر گفتار"است. من تنها برای این حرکت عنوانی دُرُست یافتم و سپس

در مقام تئوریسینِ مولف، مبانی تئوریک آن را کشف و ارائه کردم. همین!»

صالحی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ دبیر سرویس ادبی و صفحه شعر مجله «دنیای سخن» بود و

در سال ۱۳۷۹ کارگاه شعر دنیای سخن (در مجله و دفتر دنیای سخن) را با استقبال مناسبی راه‌اندازی کرد.

از همین دوره ترجمهٔ شعر صالحی به زبان‌های فرانسه، عربی، آلمانی، انگلیسی، ارمنی، روسی و کردی به صورت پراکنده

در مطبوعات چاپ گردید و دو دفتر شعر از وی در کردستان عراق (به زبان کردی) منتشر شد.

وی در سال ۱۳۷۸ برای فعالیت مجدد به کانون نویسندگان ایران بازگشت و دو سال بعد از سوی مجمع عمومی به عنوان

یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران انتخاب شد.

صالحی در سال ۱۳۸۲ به عنوان سردبیر، یک شماره مجله «معیار ادبی» را منتشر کرد که متعاقبا ممنوع‌المصاحبه و از

ادامه کار در مجله محروم گردید.

صالحی در سال ۱۳۷۵ اولین کارگاه شعر خود را در تهران با عنوان کارگاه شعر معیار (در مجله معیار)تأسیس کرد.

در سال ۱۳۷۹ صالحی مجدداً کارگاه شعر دنیای سخن (در مجله و دفتر دنیای سخن) را راه‌اندازی می‌کند که با استقبال خوبی

روبرو می‌شود. این کارگاه تاکنون فعال است...

اثر هزار و یک هایکوی پارسی  در سال ۱۳۸۶  و  دو مجموعه ی ِ انیس آخر این هفته می آید و سمفونی سپیده دم در سال

۱۳۸۹ توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید...

+ نوشته شده در  2010/8/3ساعت   توسط عرفان  |